پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۷

پریشان خاطرم از همنشینان عزلتی دارم

خموشی صحبت خاصی ست، با خود خلوتی دارم

نمی آرد دل آزرده تاب نکهت زلفش

دماغ آشفته ام، از بوی سنبل وحشتی دارم

سر خجلت به پیش افکنده ام از کرده های خود

به بیکاری سر آرم عمر را تا فرصتی دارم

نه جان را وصل دلخواهی، نه دل را قوت آهی

من حسرت نصیب از زندگانی تهمتی دارم

نباشد بهتر از می در کف دریادلان چیزی

به زاهد جام خود را چون نبخشم؟ همّتی دارم

به تن دارم تب گرمی، به لب دارم دم سردی

مرا بیماری عشق است، بر جان منّتی دارم

نمی یابم سراغ لیلی رم خورده خود را

به یاد وحشتش، با چشم آهو الفتی دارم

کسی هرگز نبیند راه از خود رفتن ما را

حزین ، از حلقه مجلس، کمند وحدتی دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۹گرچه در سینه صد آتشکده آتش دارم
  2. شمارهٔ ۶۵۰ز بس راز تو را پنهان ازین نامحرمان دارم
  3. شمارهٔ ۶۵۱از خاک آستانت تا دیده دور دارم
  4. شمارهٔ ۶۵۲خرابی برنتابد محنت آبادی که من دارم
  5. شمارهٔ ۶۵۳جز ذکر تو ساقی، دگر اوراد ندارم
  6. شمارهٔ ۶۵۴من صبر ز مژگان سیه تاب ندارم
  7. شمارهٔ ۶۵۵به ره سربسته مکتوبی از آن مهرآشنا دارم
  8. شمارهٔ ۶۵۶اگر من بیستون عشق را تعمیر می کردم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.