پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۶

خراباتی‌نژادم دلق شیادانه‌ای دارم

صراحی در بغل، در آستین پیمانه‌ای دارم

به ناقص‌فطرتان بخشیده‌ام دنیا و عقبا را

گدای کوی عشقم همت مردانه‌ای دارم

ز جانان می‌گریزم، شور استغنا تماشا کن

به هجران می‌ستیزم خوی بی‌باکانه‌ای دارم

بود پیر خرابات از کرم دست مرا گیرد

اگر هشیارم اما لغزش مستانه‌ای دارم

درین دی‌ماه بی‌برگی شوم هم‌خانه با بلبل

که من هم انتظار بی‌وفا جانانه‌ای دارم

زیاد نشئه حسن دلارام خون آغوشی

چو چشم خوش‌نگاهان در بغل پیمانه‌ای دارم

حزین از سرگذشت دلکش خود پای‌کوبانم

زبان و گوش محو لذت افسانه‌ای دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۸نیم صورت پرست، اینجا تماشای دگر دارم
  2. شمارهٔ ۶۴۹گرچه در سینه صد آتشکده آتش دارم
  3. شمارهٔ ۶۵۰ز بس راز تو را پنهان ازین نامحرمان دارم
  4. شمارهٔ ۶۵۱از خاک آستانت تا دیده دور دارم
  5. شمارهٔ ۶۵۲خرابی برنتابد محنت آبادی که من دارم
  6. شمارهٔ ۶۵۳جز ذکر تو ساقی، دگر اوراد ندارم
  7. شمارهٔ ۶۵۴من صبر ز مژگان سیه تاب ندارم
  8. شمارهٔ ۶۵۵به ره سربسته مکتوبی از آن مهرآشنا دارم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.