پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴۵

چون مهرهٔ ششدر، شده رفتار ز یادم

از چار جهت بسته فلک راه گشادم

آب گهرم ساخته باگرد یتیمی

جنس هنرم، در همه بازار کسادم

ممنون نبود شمع من از دست حمایت

یاران وفا پیشه سپردند به بادم

سر رشته ی تدبیر من از دست برون است

باشد چو نفس در کف دل، بست و گشادم

اقبال بلندم، علم افراشت چو خورشید

روزی که به دنبال تو چون سایه فتادم

دارم به دل از لالهرخسار تو داغی

دور از تو نشسته ست به جا، نقش مرادم

نامم به زبان فلک سفله گران است

چون حرف وفا از دهن دهر فتادم

خوشتر چه ازین غم که دلم را غم عشق است؟

شادی چه ازین به که به اندوه تو شادم؟

سازد چو دم صبح حزین زنده جهان را

از دل چو برآید نفس پاک نژادم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴۷پریشان خاطرم از همنشینان عزلتی دارم
  2. شمارهٔ ۶۴۸نیم صورت پرست، اینجا تماشای دگر دارم
  3. شمارهٔ ۶۴۹گرچه در سینه صد آتشکده آتش دارم
  4. شمارهٔ ۶۵۰ز بس راز تو را پنهان ازین نامحرمان دارم
  5. شمارهٔ ۶۵۱از خاک آستانت تا دیده دور دارم
  6. شمارهٔ ۶۵۲خرابی برنتابد محنت آبادی که من دارم
  7. شمارهٔ ۶۵۳جز ذکر تو ساقی، دگر اوراد ندارم
  8. شمارهٔ ۶۵۴من صبر ز مژگان سیه تاب ندارم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.