پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۱

از خاک آستانت تا دیده دور دارم

جان بی قرار دارم، دل بی حضور دارم

افسانهٔ لب توست، رازی که می سرایم

پیغامی از زبانت، چون نخل طور دارم

تو مهر دل فروزی، من ماه جان گدازم

تا در مقابلی تو، در دیده نور دارم

چل سال شدکه پایم در خارزار گیتی ست

در دل غبار کلفت، زین راه دور دارم

افشاند ساقی عشق، ته جرعه ای به خاکم

دل غرق شوق دارم، سر، مست شور دارم

رفتی و در تب و تاب، انداختی حزین را

بازآ که در فراقت، دل ناصبور دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۳جز ذکر تو ساقی، دگر اوراد ندارم
  2. شمارهٔ ۶۵۴من صبر ز مژگان سیه تاب ندارم
  3. شمارهٔ ۶۵۵به ره سربسته مکتوبی از آن مهرآشنا دارم
  4. شمارهٔ ۶۵۶اگر من بیستون عشق را تعمیر می کردم
  5. شمارهٔ ۶۵۷کام اگر حاصل از آن لعل می آشام کنیم
  6. شمارهٔ ۶۵۸برخیز راه میکده ی عشق سرکنیم
  7. شمارهٔ ۶۵۹خوش آنکه خرقهٔ ناموس و ننگ پاره کنم
  8. شمارهٔ ۶۶۰برخیز که دامان سحرگاه بگیریم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.