پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۵

به ره سربسته مکتوبی از آن مهرآشنا دارم

گل نشکفته ای در دامن باد صبا دارم

به تن مشت استخوانی توشهٔ راه فنا دارم

یک انبان آرد با خود زاد راه آسیا دارم

ثبات عهد گل، بر دور عیشم خنده ها دارد

به کف پیمانه ای، همطالع رنگ حنا دارم

به خاک تکیه گاه راحتم بستر نمی باید

رگ خوابی به هم پیچیده تر از بوریا دارم

چنان رسوای عالم گشتهام در عشقبازبها

که گر آیم به خاطر یار را، آواز پا دارم

ز اکسیر وفا داریم، سامانی سلیمانی

سرت گردم، کدامین را ندارم تا تو را دارم؟

به من تکلیف محراب تو زاهد، سرنمی گیرد

که نذر سجده ای، در قبله ی آن نقش پا دارم

ندارم شکوه ای، گردم سرت، گوشی به حرفم کن

گدای این درم، عرض دعایی مدعا دارم

حزین از حسرت آب حیات رفته در غفلت

به گردش ازکف افسوس خود، دست آسیا دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵۷کام اگر حاصل از آن لعل می آشام کنیم
  2. شمارهٔ ۶۵۸برخیز راه میکده ی عشق سرکنیم
  3. شمارهٔ ۶۵۹خوش آنکه خرقهٔ ناموس و ننگ پاره کنم
  4. شمارهٔ ۶۶۰برخیز که دامان سحرگاه بگیریم
  5. شمارهٔ ۶۶۱دل را به نهانخانهٔ دیدار فرستیم
  6. شمارهٔ ۶۶۲طرفی که من ز پهلوی دلدار بسته ام
  7. شمارهٔ ۶۶۳رفتیم و به آن قامت رعنا نرسیدیم
  8. شمارهٔ ۶۶۴چو صنعان مشق سودا می رسانم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.