پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۴

چو صنعان مشق سودا می رسانم

شراب عشق ترسا می رسانم

سراغی می دهم از حسن لیلی

که مجنون را به صحرا می رسانم

دربن ره دست دل را از غم عشق

به دامان تمنا می رسانم

منم نسّابهٔ دردانهٔ اشک

نژاد دل، به دریا می رسانم

چو شبنم قطرهٔ خود را ز پستی

به آن خورشید سیما می رسانم

برهمن زادهٔ حسن طلب را

به رهبان کلیسا می رسانم

نژاد کحل نورانی نسب را

به خاک آنکف پا می رسانم

نیفتدگر برون از پردهٔ دل

فغان تا عرش اعلا می رسانم

چو پیراهن، دماغ آشفتگان را

پیامی نکهت آسا می رسانم

شعار تقوی و آیین اسلام

به ناقوس و چلیپا می رسانم

حزین سر رشتهٔ این گفت وگو را

به انفاس مسیحا می رسانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۶به این بی‌طاقتی یارب به دنبال که می‌گریم؟
  2. شمارهٔ ۶۶۷نخواهد از شکنج دام هرگز کرد آزادم
  3. شمارهٔ ۶۶۸کی راست به میزان وجود و عدم آیم؟
  4. شمارهٔ ۶۶۹دو جهان است درکنار خودم
  5. شمارهٔ ۶۷۰بیا که با همه تن چشم انتظار توایم
  6. شمارهٔ ۶۷۱ما دامن وصل یار داریم
  7. شمارهٔ ۶۷۲لعل تو مسیحا شد، بیمار چرا باشم؟
  8. شمارهٔ ۶۷۳شمع سان شام غمت، منّت فردا نکشیم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.