پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۹

دو جهان است درکنار خودم

خود خزان خود و بهار خودم

مایه ور تر، کنارم از دریاست

خجل از چشم اشکبار خودم

گاهگاهی دلم به خود سوزد

شمع آدینهٔ مزار خودم

بسمل افتاده ام ولیکن نیست

خبر از نازنین سوار خودم

نشئهٔ عمر، یک صبوحی بود

روزگاریست در خمار خودم

در اسیریست سرفرازی من

سخت در قید اعتبار خودم

صلح کل کرده ام به خلق جهان

مرد میدان کارزار خودم

نه به رندی خوشم نه با تقوا

همه درماندگی به کار خودم

رفتم از خویش، آمدی چون تو

چشم در راه انتظار خودم

مهره دل در آتش است سپند

گرم جانبازی قمار خودم

به ز صد نقش دلکش است حزین

رقم کلک مشکبار خودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۱ما دامن وصل یار داریم
  2. شمارهٔ ۶۷۲لعل تو مسیحا شد، بیمار چرا باشم؟
  3. شمارهٔ ۶۷۳شمع سان شام غمت، منّت فردا نکشیم
  4. شمارهٔ ۶۷۴ای غاشیهٔ شوق تو بر دوش نگاهم
  5. شمارهٔ ۶۷۵گلستان محبت را ز دیرین عندلیبانم
  6. شمارهٔ ۶۷۶ز هند تیره دل چون شمع روشنگر برون رفتم
  7. شمارهٔ ۶۷۷به یاد جلوهٔ شوخی، سبک ز جا رفتم
  8. شمارهٔ ۶۷۸در آب دیده یا در سینهٔ پرآذر اندازم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.