پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۶

ز هند تیره دل چون شمع روشنگر برون رفتم

به پای خود به این شهر آمدم با سر برون رفتم

چو آن شبنم که گیرد جذبهٔ خورشید دامانش

سبکروحانه بی امداد بال و پر برون رفتم

به من نگذاشت دوران سبک سر، قوّت پایی

چو موج از سینه، زین دریای بی لنگر برون رفتم

نگشت آلودهٔ پستیِّ همّت دامن پاکم

ازین عالم چو خورشید بلند اختر برون رفتم

چو شمع بزم کوران تا به کی بیهوده بگدازم؟

حزین ، از کشور گردون دون پرور برون رفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۸در آب دیده یا در سینهٔ پرآذر اندازم
  2. شمارهٔ ۶۷۹صبح آینهٔ طلعت نیکوی تو دیدیم
  3. شمارهٔ ۶۸۰من آن غارتگر جان می پرستم
  4. شمارهٔ ۶۸۱ما چاک به دامن زدهٔ تهمت عشقیم
  5. شمارهٔ ۶۸۲از بس غبار حسرت دیدار داشتم
  6. شمارهٔ ۶۸۳چقدر حوصله باید که گداز آموزم
  7. شمارهٔ ۶۸۴ساقیا رخ بنما تا همه از کار شویم
  8. شمارهٔ ۶۸۵در زیر لب، آه از دل ناشاد برآرم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.