پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۲

از بس غبار حسرت دیدار داشتم

چشمی به رنگ رخنهٔ دیوار داشتم

آتش زدند مغبچگانش به میکده

یک خرقه وار، رشتهٔ زنّار داشتم

شاید غرور سبحه ام از دل برون رود

ساغر به دست، بر سر بازار داشتم

از حیرت جمال تو ای برق خانه سوز

آیینه وار، پشت به دیوار داشتم

هرگز برون ز چاه نمی آمدم حزین

گر من خبر ز ناز خریدار داشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۴ساقیا رخ بنما تا همه از کار شویم
  2. شمارهٔ ۶۸۵در زیر لب، آه از دل ناشاد برآرم
  3. شمارهٔ ۶۸۶عقل دور است از آن جهان که منم
  4. شمارهٔ ۶۸۷به امّیدی که لعل جرعه‌نوشی می‌زند خونم
  5. شمارهٔ ۶۸۸جزای دوستی از شعله رخساران غمی دارم
  6. شمارهٔ ۶۸۹هست چو شبنم از خودی، ننگ حجاب بر سرم
  7. شمارهٔ ۶۹۰در غمت ترک گفتگو کردم
  8. شمارهٔ ۶۹۱ما شکوه از آن زلف پریشان چه نویسیم؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.