پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۰

در غمت ترک گفتگو کردم

دهن زخم را رفو کردم

هر چه می گفت از غمت شد راست

با تو دل را چو روبه رو کردم

من گدای در خراباتم

هر چه دادند در کدو کردم

سیر چشمم ز نعمت دو جهان

خاک در چشم آرزو کردم

مغزم آشفته تر شد از دستار

دهن شیشه را چو بوکردم

مجلس باده شاهدی می خواست

دست درگردن سبوکردم

به می از لوث زهد خشک حزین

دلق آلوده شستشو کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۲به مستی مرده ام ساقی، مهل مخمور در خاکم
  2. شمارهٔ ۶۹۳ز آواز خوش آن غنچه لب، تا دور شد گوشم
  3. شمارهٔ ۶۹۴به دل سخت تو حرفی ز دل تنگ زدم
  4. شمارهٔ ۶۹۵آن نرگس میگسار دیدم
  5. شمارهٔ ۶۹۶اشک کبابم، از دل سوزان فروچکم
  6. شمارهٔ ۶۹۷دو روزی کز قضا بایست با این کاروان باشم
  7. شمارهٔ ۶۹۸عشق عالی مقام را نازم
  8. شمارهٔ ۶۹۹جهان را رونق از شادابی گفتار می آرم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.