پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۸

عشق عالی مقام را نازم

مایهٔ احتشام را نازم

می پزم با خود آرزوی وصال

سود سودای خام را نازم

نسخهُ مرهمم دل ریش است

آن خط مشک فام را نازم

گاه هوشم کندگهی مدهوش

نشئه های مدام را نازم

خاک را خواند و یا عبادی گفت

شیوهُ احترام را نازم

مسرفم خواند و گفت لاتَقنَط

رحمت و لطف عام را نازم

منطقت شد صفای سینه حزین

حکمت این کلام را نازم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۰به دست آمد مرا تا زلف او، تدبیرها کردم
  2. شمارهٔ ۷۰۱می شود دل چو گل از عیش پریشان چه کنم؟
  3. شمارهٔ ۷۰۲چشم خودم چو اشک ز مژگان فروچکم
  4. شمارهٔ ۷۰۳ز مستی های صهبای ازل میخانهٔ خویشم
  5. شمارهٔ ۷۰۴چشم تو را ز جور، پشیمان نیافتم
  6. شمارهٔ ۷۰۵ز خوی سرکش او هر قدم پامال می‌گردم
  7. شمارهٔ ۷۰۶من روشن روان غافل به زندان بدن رفتم
  8. شمارهٔ ۷۰۷می گریزم ز جهان بار چرا بردارم؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.