پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۱

می شود دل چو گل از عیش پریشان چه کنم؟

غنچه سان گر نکشم سر به گریبان چه کنم؟

داده جمعیت دلهای اسیران بر باد

نکنم شکوه از آن زلف پریشان چه کنم؟

دل به آن چشم فسون ساز که چشمش مرساد

من گرفتم ندهم، با صف مژگان چه کنم؟

طعنه بر بی دل و دینان مزن ای زاهد شهر

دل و دین می برد آن نرگس فتان چه کنم؟

سر و سامان بود ارزانی ناقص خردان

من که دیوانهٔ عشقم سر و سامان چه کنم؟

چند گویی که به دل مهر بتان پنهان دار

بوی یوسف رود از مصر به کنعان چه کنم؟

من نه آنم که به دنبال دل از جا بروم

می کشد سوی خود آن سرو خرامان چه کنم؟

می زنم خویش به آن شعلهٔ بی باک حزین

بیش ازین نیست مرا طاقت هجران چه کنم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۳ز مستی های صهبای ازل میخانهٔ خویشم
  2. شمارهٔ ۷۰۴چشم تو را ز جور، پشیمان نیافتم
  3. شمارهٔ ۷۰۵ز خوی سرکش او هر قدم پامال می‌گردم
  4. شمارهٔ ۷۰۶من روشن روان غافل به زندان بدن رفتم
  5. شمارهٔ ۷۰۷می گریزم ز جهان بار چرا بردارم؟
  6. شمارهٔ ۷۰۸چه پروا توشهٔ واماندگی چون در کمر دارم
  7. شمارهٔ ۷۰۹ز بستر تا به کی پهلو پی تسکین بگردانم
  8. شمارهٔ ۷۱۰دل آگه سر راهش ز پاس راز گرداندم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.