پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۰

دل آگه سر راهش ز پاس راز گرداندم

شکایت تا سر مژگان رسید و بازگرداندم

به دل نگذاشت پا را از غرور حسن و من دل را

بر آوردم به گرد آن سراپا ناز گرداندم

نهانی شب به کویش رفته بودم ناله ای سر زد

سگش نزدیک شد بشناسدم آواز گرداندم

رقیب ار محترم شد، خواری من عزتی دارد

کزو تیغ نگاه آن شکارانداز گرداندم

قلم فرسود و عمر آخر شد و ما را سخن باقی

بسی انجام این غمنامه را آغاز گرداندم

خمش کردم لب و از خامه ام می آید آوازی

به دل بسیار می زد، نغمهٔ این ساز گرداندم

حزین این بوستان را از خس و خار کهن خالی

به برق ناله های آشیان پرداز گرداندم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۲ز سامان سفر با خود دل رنجیده ای دارم
  2. شمارهٔ ۷۱۳ز حیلت سازی نفس صلاح اندیش می ترسم
  3. شمارهٔ ۷۱۴زاهد از پای خم باده چه سان برخیزم؟
  4. شمارهٔ ۷۱۵ز بس دارد غم آن گل عذار آشفته احوالم
  5. شمارهٔ ۷۱۶به خون خود چو گل آغشته دامن تا گریبانم
  6. شمارهٔ ۷۱۷زمین و آسمان بیهوده می پیمود آوازم
  7. شمارهٔ ۷۱۸نگاهی کن به حالم، دل به یغما دادهٔ عشقم
  8. شمارهٔ ۷۱۹عمارت برنمی‌تابم، ملامتخانهٔ عشقم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.