پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۵

ز بس دارد غم آن گل عذار آشفته احوالم

گشاید جوی خون از دیدهٔ آیینه، تمثالم

ز تاثیر گرفتاری، تبی در استخوان دارم

که می سوزد در و بام قفس را سودن بالم

مگر آید ز فیض همّت آزادگان کاری

به دام افتادهٔ این رشته های سست آمالم

ز بی پروایی نازآفرین سرو سرافرازی

درین بستان سرا چون سبزهٔ خوابیده پا مالم

حزین از آشیان آواره ام شاید مگر ریزد

به بسمل گاه او گرد غریبی از پر و بالم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۷زمین و آسمان بیهوده می پیمود آوازم
  2. شمارهٔ ۷۱۸نگاهی کن به حالم، دل به یغما دادهٔ عشقم
  3. شمارهٔ ۷۱۹عمارت برنمی‌تابم، ملامتخانهٔ عشقم
  4. شمارهٔ ۷۲۰فال فرخنده بیایید به دیدار زنیم
  5. شمارهٔ ۷۲۱نشد فغان به اثر تا ره جنون نزدم
  6. شمارهٔ ۷۲۲خشت خرد به روزنه قال می زنیم
  7. شمارهٔ ۷۲۳ما خضر دل به چشمه پیکان فروختیم
  8. شمارهٔ ۷۲۴بر آن سرم که غم تازه در کنار کشم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.