پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۴

زاهد از پای خم باده چه سان برخیزم؟

من نیفتاده ام آن سان که توان برخیزم

صبح محشر که سر از خواب گران بردارم

هم به رخساره ی ساقی نگران برخیزم

دست افتاده کسی نیست که گیرد، جز می

اگر آید به کفم رطلل گران، برخیزم

نظری بر دل زارم فکن ای نور قدیم

رخ نما، تا ز ظلام حدثان برخیزم

مشکل این است که از کوی تو نتوانم خاست

ور نه آسان ز سر هر دو جهان برخیزم

من افتاده خدا را به خرابات برید

تا ز فیض نظر پیر مغان برخیزم

شدم از دست حزین ، دوش که حافظ می گفت

مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۶به خون خود چو گل آغشته دامن تا گریبانم
  2. شمارهٔ ۷۱۷زمین و آسمان بیهوده می پیمود آوازم
  3. شمارهٔ ۷۱۸نگاهی کن به حالم، دل به یغما دادهٔ عشقم
  4. شمارهٔ ۷۱۹عمارت برنمی‌تابم، ملامتخانهٔ عشقم
  5. شمارهٔ ۷۲۰فال فرخنده بیایید به دیدار زنیم
  6. شمارهٔ ۷۲۱نشد فغان به اثر تا ره جنون نزدم
  7. شمارهٔ ۷۲۲خشت خرد به روزنه قال می زنیم
  8. شمارهٔ ۷۲۳ما خضر دل به چشمه پیکان فروختیم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.