پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۱

نشد فغان به اثر تا ره جنون نزدم

سخن به نشئه نشد تا نفس به خون نزدم

گرفته است سبوی مرا به سنگ چرا؟

گلی به شیشهٔ این چرخ آبگون نزدم

به نزد شعبده بازان پیاده فرزین است

منم که نقش دغل با سپهر دون نزدم

سبک سران پی کلکم روند و افسوس است

که نعل رخش سخن را چرا نگون نزدم؟

چو سلک نظم جگر پاره ها گسسته حزین

گره به رشته این اشک لاله گون نزدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۳ما خضر دل به چشمه پیکان فروختیم
  2. شمارهٔ ۷۲۴بر آن سرم که غم تازه در کنار کشم
  3. شمارهٔ ۷۲۵از شام هجر منّت دیدار می کشم
  4. شمارهٔ ۷۲۶چقدر ز کلک و نامه، خبر نهان فرستم
  5. شمارهٔ ۷۲۷محیط گوهری از اشک طوفان زای خود دارم
  6. شمارهٔ ۷۲۸شد فاش ز گلبرگ لبت راز نهانم
  7. شمارهٔ ۷۲۹از وضع زخود رفتگی یار خرابم
  8. شمارهٔ ۷۳۰در دهر حرامی زده شد سحر حلالم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.