پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۰

فال فرخنده بیایید به دیدار زنیم

برقی از شمع تجلّی به شب تار زنیم

بر رخ غیر ببندیم در خلوت دل

کوری مدعیان بادهٔ اسرار زنیم

ور شود در سر مستی تهی از باده کدو

شیء اللّه به در خانهٔ خمّار زنیم

داغ عشق است که سرمایهٔ آرایش ماست

شمع سان زآتش دل لاله به دستار زنیم

ناخن از بهر خراشیدن دل در کف ماست

سینه تا هست چرا تیشه به کهسار زنیم؟

خامهٔ ما به رگ تار نفس مضراب است

دست تا کار کند زخمه برین تار زنیم

دل چو سرشار شود از غم بیهوده حزین

وقت آن است که پیمانهٔ سرشار زنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۲خشت خرد به روزنه قال می زنیم
  2. شمارهٔ ۷۲۳ما خضر دل به چشمه پیکان فروختیم
  3. شمارهٔ ۷۲۴بر آن سرم که غم تازه در کنار کشم
  4. شمارهٔ ۷۲۵از شام هجر منّت دیدار می کشم
  5. شمارهٔ ۷۲۶چقدر ز کلک و نامه، خبر نهان فرستم
  6. شمارهٔ ۷۲۷محیط گوهری از اشک طوفان زای خود دارم
  7. شمارهٔ ۷۲۸شد فاش ز گلبرگ لبت راز نهانم
  8. شمارهٔ ۷۲۹از وضع زخود رفتگی یار خرابم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.