پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۳

ما خضر دل به چشمه پیکان فروختیم

ارزان به تیغ غمزه رگ جان فروختیم

رنج تو بود راحت ما دل فتادگان

ای زهد، مژده باد که ایمان فروختیم

دادیم گرد هستی خود را به سیل اشک

ویرانه ای که بود به طوفان فروختیم

کالای زشت نیست پسند مبصّران

آگاهی ای که بود به نسیان فروختیم

چیزی که داشت سعی تهیدست در بساط

پای شکسته بود به دامان فروختیم

آبادی خرابه دنیا که می کند؟

این عشوه خانه را به بخیلان فروختیم

مرهم بهای مهر طبیبان که می دهد؟

ناسور داغ را به نمکدان فروختیم

بردیم نقد حسرت و دادیم دل به تو

خاطر گران مدار که ارزان فروختیم

غفلت علاج تفرقهٔ روزگار بود

مژگان اگر به خواب پریشان فروختیم

گرید به حال سینهٔ ناپخته، کار دل

ما این تنور سرد به طوفان فروختیم

کاسد شدهست در همه بازار جنس ناز

از بس که دین به گبر و مسلمان فروختیم

اندوه روزگار، سویدای دل گرفت

آخر به دیو خاتم فرمان فروختیم

عزت که بود موهبت کبریا حزین

مشکل به دست آمد و آسان فروختیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۵از شام هجر منّت دیدار می کشم
  2. شمارهٔ ۷۲۶چقدر ز کلک و نامه، خبر نهان فرستم
  3. شمارهٔ ۷۲۷محیط گوهری از اشک طوفان زای خود دارم
  4. شمارهٔ ۷۲۸شد فاش ز گلبرگ لبت راز نهانم
  5. شمارهٔ ۷۲۹از وضع زخود رفتگی یار خرابم
  6. شمارهٔ ۷۳۰در دهر حرامی زده شد سحر حلالم
  7. شمارهٔ ۷۳۱پر و بال تذروان محبت بسته دیوانم
  8. شمارهٔ ۷۳۲خرقه را در گرو ساغر لبریز کنیم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.