پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۷

محیط گوهری از اشک طوفان زای خود دارم

رگ نیسانی از مژگان خون پالای خود دارم

غبار سینه ام بر شور محشر دامن افشاند

دل دیوانه ای در دامن صحرای خود دارم

بیار ای دیده، لعلی باده اشکی اگر داری

درین گلگشت مهتابی که از سیمای خود دارم

مرا آوارهٔ درها نکرد از گوشهٔ عزلت

چه، منّتها که بر سر در جهان از پای خود دارم

حزین از هر دو عالم فکر دل، بیگانه ام دارد

سر شوریده ای در دامن صحرای خود دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۹از وضع زخود رفتگی یار خرابم
  2. شمارهٔ ۷۳۰در دهر حرامی زده شد سحر حلالم
  3. شمارهٔ ۷۳۱پر و بال تذروان محبت بسته دیوانم
  4. شمارهٔ ۷۳۲خرقه را در گرو ساغر لبریز کنیم
  5. شمارهٔ ۷۳۳ز چشمم آستین بردار تا سیل دمان ریزم
  6. شمارهٔ ۷۳۴حساب از سختی آرام فرسا برنمی دارم
  7. شمارهٔ ۷۳۵دل به آب خضر و عمر جاودان نسپرده ایم
  8. شمارهٔ ۷۳۶لب عرض شکوه خامش نه ز بیم غیر دارم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.