پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۵

دل به آب خضر و عمر جاودان نسپرده ایم

جز به خاک آستانت نقد جان نسپرده ایم

حاش لله گل کند بوی شکایت از لبم

ما وفاداری به آن نامهربان نسپرده ایم

در حریم آشنایی جان و دل بیگانه اند

راز پنهان را به این نامحرمان نسپرده ایم

می خلد از نیشتر افزون رگ غفلت به دل

نبض آگاهی به این خواب گران نسپرده ایم

آرزوی جنت از کوی تو ما را ره نزد

درکف اندیشهٔ باطل، عنان، نسپرده ایم

دوری از حد رفت، رحمی بر دل زار حزین

اینقدرها، ما به خود تاب و توان نسپرده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۷نمی آید به راه شوخ طنازی که من دارم
  2. شمارهٔ ۷۳۸سحر اشکم خروشان بود و آهم شیون افکن هم
  3. شمارهٔ ۷۳۹تا دیده ام آن طرّهٔ طرّار، پریشان
  4. شمارهٔ ۷۴۰محبّت برتر آمد از چه و چون
  5. شمارهٔ ۷۴۱اگر خورشید را در زیر دامان می توان کردن
  6. شمارهٔ ۷۴۲چه خوش است با خیال تو نهفته رازکردن
  7. شمارهٔ ۷۴۳شمع را شعله، مسلسل ز دل آید بیرون
  8. شمارهٔ ۷۴۴کار دل خام شد از سوزش بسیار چنین
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.