پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۱

اگر خورشید را در زیر دامان می توان کردن

گلِ داغ تو را در سینه پنهان می توان کردن

نمی دارد سحر، هر چند می دانم شب هجران

درین غم طرّهٔ آهی پریشان می توان کردن

گرفتم صید مطلب نیست در دست کسی امّا

کمند ناله بی درد، پیچان می توان کردن

چمن هر چند دلگیر است بی آن گلعذار امّا

ترنّم گونه ای با عندلیبان می توان کردن

به حالم گرچه رحمت نیست امّا از دل آسایی

دُر اشکی، ز کنج دیده غلتان می توان کردن

تو را رسوا اگر خواهد حزین آن یار پنهانی

دو عالم چاک را نذر گریبان می توان کردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۳شمع را شعله، مسلسل ز دل آید بیرون
  2. شمارهٔ ۷۴۴کار دل خام شد از سوزش بسیار چنین
  3. شمارهٔ ۷۴۵ساقی مده خمارم در انتظار چندین
  4. شمارهٔ ۷۴۶کوتاه ماند دست تمنّا در آستین
  5. شمارهٔ ۷۴۷آیین عشق چیست؟ دلیرانه سوختن
  6. شمارهٔ ۷۴۸زهد ما با می گلفام چه خواهد بودن؟
  7. شمارهٔ ۷۴۹خودی بردار از پیش نظر حسن دلارا بین
  8. شمارهٔ ۷۵۰نیست دل را هوس دل شکنی بهتر ازین
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.