پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۶

کوتاه ماند دست تمنّا در آستین

داریم گریه بی تو چو مینا در آستین

تا صبح حشر پرده نشین است همچنان

از شرم ساعدت، ید بیضا در آستین

ثابت نمی شود به تو خون شهید عشق

خنجر به دست داری و حاشا در آستین

منّت خدای را که درین خشک سال دهر

دارد کفم ز آبله، دریا در آستین

روشن چراغ مسجد و میخانه از من است

در دست سبحه دارم و مینا در آستین

تا داده اند خرقهٔ تقوا ز مشربم

بوده ست شیشه در بغلم یا در آستین

دارند عالمی چو حزین نیازمند

در راه تیغ ناز تو جانها در آستین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۸زهد ما با می گلفام چه خواهد بودن؟
  2. شمارهٔ ۷۴۹خودی بردار از پیش نظر حسن دلارا بین
  3. شمارهٔ ۷۵۰نیست دل را هوس دل شکنی بهتر ازین
  4. شمارهٔ ۷۵۱ز فیض آبرو سبز است، نخل مدعای من
  5. شمارهٔ ۷۵۲ز خط گلعذاران است سودایی دماغ من
  6. شمارهٔ ۷۵۳ای درد تو یار جانی من
  7. شمارهٔ ۷۵۴گلگونهٔ بهار است خوناب دیدهٔ من
  8. شمارهٔ ۷۵۵دیدی چهاکرد، غم با دل من؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.