پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۹

خودی بردار از پیش نظر حسن دلارا بین

بکش بر چشم خواب آلود دست، آن چشم شهلا بین

نمی سوزد دلم بر حال دل، مستی تماشا کن

نمی سازد سرم با شور سودا، شور سودا بین

ز بیدادش نکردم شیوه ای، سیر تحمّل کن

ز هجرانش ندارم شکوه ای جان شکیبا بین

برآ یکشب ز منزل ماه مشتاقان تماشا کن

پریشان یک جهان شوریده و یک شهر شیدا بین

به دشت سینه ام گشتی بزن، دیر مغان بنگر

به فریاد دلم گوشی بکن، ناقوس ترسا بین

گذر بر سینه چاکم فکن گلگشت صحرا کن

قدم بگذار بر چشم ترم، آشوب دریا بین

به رنگین جلوه نازی طلسم هستیم بشکن

درین یک مشت گل چندین هزار آشوب و غوغا بین

نظر بر کشتگانش نیست چشم مست را بنگر

خبر از خستگانش نیست حسن بی محابا بین

غمش در هر سر کویی به خون غلتیده ای دارد

خبر از حسن بی پروا ندارد یار، پروا بین

اگر خواهی بدانی قدر کوی نیکنامی را

حزین را در خرابات محبت مست و رسوا بین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۱ز فیض آبرو سبز است، نخل مدعای من
  2. شمارهٔ ۷۵۲ز خط گلعذاران است سودایی دماغ من
  3. شمارهٔ ۷۵۳ای درد تو یار جانی من
  4. شمارهٔ ۷۵۴گلگونهٔ بهار است خوناب دیدهٔ من
  5. شمارهٔ ۷۵۵دیدی چهاکرد، غم با دل من؟
  6. شمارهٔ ۷۵۶این لاله نیست بر سر مشت غبار من
  7. شمارهٔ ۷۵۷نمودی جلوه ای شیرین شمایل در خیال من
  8. شمارهٔ ۷۵۸بگشای زلف و طرهٔ سنبل به تاب کن
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.