پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۱

ز فیض آبرو سبز است، نخل مدعای من

به آب خویش می گردد، چو گرداب آسیای من

به معراجی رسانیده ست سروت سرفرازی را

که ترسم کوته افتد طره ی آه رسای من

نمی دانم به دام کیستم، لیک این قدر دانم

که در خون زد گلستان را صفیرآشنای من

به ازکثرت نمی باشد دلیلی راه وحدت را

نماید هر سر خاری، چراغی پیش پای من

گشاید شاهد مقصودم، آغوش اجابت را

حزین از سینهٔ چاک است محراب دعای من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۳ای درد تو یار جانی من
  2. شمارهٔ ۷۵۴گلگونهٔ بهار است خوناب دیدهٔ من
  3. شمارهٔ ۷۵۵دیدی چهاکرد، غم با دل من؟
  4. شمارهٔ ۷۵۶این لاله نیست بر سر مشت غبار من
  5. شمارهٔ ۷۵۷نمودی جلوه ای شیرین شمایل در خیال من
  6. شمارهٔ ۷۵۸بگشای زلف و طرهٔ سنبل به تاب کن
  7. شمارهٔ ۷۵۹از اشک لاله رنگ گلی در کنار کن
  8. شمارهٔ ۷۶۰تا هوا ابر است ساقی، باده ای در شیشه کن
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.