پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶۰

تا هوا ابر است ساقی، باده ای در شیشه کن

قدر فرصت را بدان، از آسمان اندیشه کن

خون مشرب باش، یکسان جوش زن با خار و گل

نخل خوش پیوند شو، در هر زمینی ریشه کن

شاهدِ مِی می رسد آگاه گردان هوش را

نشتری از نغمه در کار رگ اندیشه کن

مشت گل باشد دل بی عشق زاهد در بغل

دل اگر می بایدت بی درد ! عاشق پیشه کن

دست زن در دامن مژگان بی باکی حزین

بیستونی چون دلت دادند، فکر تیشه کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶۲چشمت از ناز نبستهست در راز به من
  2. شمارهٔ ۷۶۳نقاب از چهره بگشا، شور محشر را تماشا کن
  3. شمارهٔ ۷۶۴هان ای حریف میکده، می در ایاغ کن
  4. شمارهٔ ۷۶۵جانا میاموز، فارغ نشستن
  5. شمارهٔ ۷۶۶ز خون دیده باشد مایه دار، اشک غم آشامان
  6. شمارهٔ ۷۶۷چون شمع ما را هم زبان، گرم سخن خواهد شدن
  7. شمارهٔ ۷۶۸گر چنین پر رخنه از سوز جگر خواهد شدن
  8. شمارهٔ ۷۶۹ساقی دم صبوح است، خورشید جام گردان
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.