پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶۹

ساقی دم صبوح است، خورشید جام گردان

دور زمانه یکدم، حسب المرام گردان

بی می زلال کوثر زهر است در روانها

تلخ است کام جانها عیشی به کام گردان

مهر جهان فروزی، فیضت کران ندارد

از می هلال ساغر، ماه تمام گردان

دردی جام لعلی بر خاک عاشقان ﺭﯾﺰ

رخسار بوالهوس را، بیجاده فام گردان

بی باده شهر هستی امن و امان ندارد

بغداد خطّهٔ جام، دارالسّلام گردان

در مشرب فتوت، می را حلال کردی

در مذهب مروّت غم را حرام گردان

یک جرعه می رساند از فرش تا به عرشم

خاکی نهاد خود را عالی مقام گردان

کلکم ز نغمه چون نی میراب رحمت توست

دل را به حرمت می بیت الحرام گردان

رندی و مستیم را، شاهد پرستیم را

مشهور خاص کردی، معلوم عام گردان

با جان سخت عاشق گر کارزار خواهی

تیغ جگر شکافی از غمزه وام گردان

در حلقهٔ ارادت، کشور گدای عشقیم

کیهان خدای حسنی، ما را غلام گردان

در عشق شوخ چشمان، رم خوردگان عقلیم

وحشی نگاه خود را یک لمحه رام گردان

شبهای تیره روزان زان رخ صباح کردی

تاریک روز ما را، زان طرّه شام گردان

کنعانیان به بویی از مصر حسن شادند

پیغمبر صبا را، فرّخ پیام گردان

خون حزین بسمل از غمزه ریز و او را

در محضر قیامت فرخنده نام گردان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۱نگاه گرم آتشپاره ای برد اختیار من
  2. شمارهٔ ۷۷۲ز درویشی بقا دارد دل روشن ضمیر من
  3. شمارهٔ ۷۷۳پیری به راه حرص نتابد عنان من
  4. شمارهٔ ۷۷۴خارم که نیست گلشن صورت سرای من
  5. شمارهٔ ۷۷۵که خواهد رسانید پیغام من
  6. شمارهٔ ۷۷۶با این تنک سرمایگی، زحمت مکش زاری مکن
  7. شمارهٔ ۷۷۷ز رخ چون آتش موسی نمودی، سینه سینا کن
  8. شمارهٔ ۷۷۸روی کِه جلوه کرده که حیرانم این چنین؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.