پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۶

با این تنک سرمایگی، زحمت مکش زاری مکن

همچشمی مژگان من، ای ابر آزاری مکن

شاید کزین خون بحل یاد آرد آن بی رحم دل

ای تیغ هجر جان گسل زخم مرا کاری مکن

در عشق خونها خورده ام، رنگی به رخ آورده ام

رخسار زرّین مرا ای گریه گلناری مکن

شاید به سر وقتت رسد لغزیدن مستانه ای

ای عقل عالی منزلت بی صرفه خودداری مکن

فرداست کافتد بخیه ات بر روی کار ای حق پرست

امروز شرک خویش را در خرقه ستّاری مکن

یک بار در جولان ببین آن قامت نازآفرین

ناز خرامش بر زمین ای کبک کُهساری مکن

بگذار با روشندلان آن صفحهٔ رخساره را

ای سبزهٔ خط بیش ازین آیینه زنگاری مکن

از اوّل این جور و جفا خود بر سر آوردی مرا

ای چشم کافر ماجرا، بیهوده خونباری مکن

شد درکمینگاهت فدا سامان رند و پارسا

از دل تهی شد شیشه ها ای طرّه طرّاری مکن

نتوان به گیتی متّصل بر کین عالم بست دل

ای غمزه خونریزی بهل، ای عشوه خونخواری مکن

گر تر نکردی خنجری، سعیی که تا مژگان رسی

ای قطرهٔ خون بیش از این بر دل گرانباری مکن

جایی که گردد در جهان کلک حزین عنبر فشان

ای نافهٔ مشکین نفس، شوریده گفتاری مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۸روی کِه جلوه کرده که حیرانم این چنین؟
  2. شمارهٔ ۷۷۹نامه ات خواندم و می بایدم افشان کردن
  3. شمارهٔ ۷۸۰ای طلعت سیمین بران آیینهٔ رخسار تو
  4. شمارهٔ ۷۸۱دل در پریدن است چو شبنم ز روی تو
  5. شمارهٔ ۷۸۲ای آب خضر، سایهٔ سرو روان تو
  6. شمارهٔ ۷۸۳بنگر چه می کند مژه های دراز تو
  7. شمارهٔ ۷۸۴به طوطی نکته آموزد لب شیرین کلام تو
  8. شمارهٔ ۷۸۵هدف سینه ز من، ناوک مژگان از تو
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.