پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۷

ز رخ چون آتش موسی نمودی، سینه سینا کن

لبت را چون دم عیسی ست، این دل مرده احیا کن

چو نگذاری به عقلم، رهنمون کن شور سودایی

ز شهر آواره ام چون می کنی، مجنون صحرا کن

فروزان چهره چون شمع آمدی، پروانه ات گردم

به بالینم دمی بنشین و جانبازی تماشا کن

گره در دیده ام گردید طوفان سرشک از غم

عنان گریه را بگذار و سیر موج دریا کن

حریف میگساران نیستی خشکی مکن زاهد

هماورد دل دریا نیی، ای خس مدارا کن

چو مرد دین نیی با نفس کافر برنمی آیی

سکندر نیستی اندیشه از نیروی دارا کن

حزین از خامه چون مشّاطهٔ حسن ادا گشتی

به کف تا شانه داری، عقده از زلف سخن وا کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۹نامه ات خواندم و می بایدم افشان کردن
  2. شمارهٔ ۷۸۰ای طلعت سیمین بران آیینهٔ رخسار تو
  3. شمارهٔ ۷۸۱دل در پریدن است چو شبنم ز روی تو
  4. شمارهٔ ۷۸۲ای آب خضر، سایهٔ سرو روان تو
  5. شمارهٔ ۷۸۳بنگر چه می کند مژه های دراز تو
  6. شمارهٔ ۷۸۴به طوطی نکته آموزد لب شیرین کلام تو
  7. شمارهٔ ۷۸۵هدف سینه ز من، ناوک مژگان از تو
  8. شمارهٔ ۷۸۶من نه حریف وعده ام طاقت انتظار کو؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.