پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۶

من نه حریف وعده ام طاقت انتظار کو؟

تا به اجل سپارمش جان امیدوار کو؟

می رسی ای صبا اگر از سرکوی یار من

بویی از آن چمن چه شد، برگی از آن بهار کو؟

در صف منکران کنم دعوی عشق و زنده ام

تلخی حرف حق چه شد، آن همه گیر و دار کو؟

شکر که در حساب هم، فارغم از تلافیت

دعوی دل به یک طرف، داغ مرا شمار کو؟

ساقی سرگران من، کشت مرا تغافلت

تلخی عیش تا به کی، بادهٔ خوشگوار کو؟

خوش در توبه می زند ناصح بی خبر ولی

اشک ندامت ازکجا، تهمت اختیارکو؟

چارهٔ رنگ زرد من، باده نمی کند حزین

نیست دلی که خون کنم، دیدهٔ اشکبار کو؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۸ساقی می عارفانه ات کو؟
  2. شمارهٔ ۷۸۹جان را سپند ساز و به آتش نثار شو
  3. شمارهٔ ۷۹۰دارد ستاره ریز، مرا آفتاب تو
  4. شمارهٔ ۷۹۱زند بر خرمن شادیّ و غم برق جمال تو
  5. شمارهٔ ۷۹۲هله من جان جهانم، تنه ناها یاهو
  6. شمارهٔ ۷۹۳کسی داند که هر بیتش به دیوان می‌زند پهلو
  7. شمارهٔ ۷۹۴در ملک جسم روشنی جان به نیم جو
  8. شمارهٔ ۷۹۵من در میان نبودم، دل بود و یار هر دو
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.