پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹۱

زند بر خرمن شادیّ و غم برق جمال تو

نباشد عشق را کاری، به هجران و وصال تو

قدح پیمای دیدارم، نه خون است اینکه می بارم

می آلود است جام دیده ام از رنگ آل تو

چه فیض است این تعالی الله که در دربای می گم شد

سبوی شبنم از خورشید حسن بی زوال تو؟

ز چشمم دیدهٔ خورشید محشر خیره می گردد

چو خوابم شد شبیخون خورده خیل خیال تو

حزین از باده نتوانم شکیبا شد، تو خود دانی

شکستم توبه را، برگردن زاهد وبال تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹۳کسی داند که هر بیتش به دیوان می‌زند پهلو
  2. شمارهٔ ۷۹۴در ملک جسم روشنی جان به نیم جو
  3. شمارهٔ ۷۹۵من در میان نبودم، دل بود و یار هر دو
  4. شمارهٔ ۷۹۶مطلوب در لباس طلبکار آمده
  5. شمارهٔ ۷۹۷تا رفته از نظر، ز تنم جان برآمده
  6. شمارهٔ ۷۹۸دل، سیه مست به سودای تو از جا رفته
  7. شمارهٔ ۷۹۹تیغت از فرق مبتلا رفته
  8. شمارهٔ ۸۰۰نسرین بری گلگون قبا، از جلوه جانم سوخته
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.