پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹۳

کسی داند که هر بیتش به دیوان می‌زند پهلو

که این مطلع به آن حسن به سامان می‌زند پهلو

شب هجران سفید از گریه شد گر دیده، خندانم

که چشم من به صبح پاکدامان می‌زند پهلو

خسک در دیده از محرومی شاخ گلی دارم

که خار رهگذار او به مژگان می‌زند پهلو

به شهد آمیخت زهر آغشته کام من ز دشنامش

عتاب تلخ او بر شکّرستان می‌زند پهلو

به خون غلتیده شمشیر شوخی‌های مژگانم

کف خاکم به بازی‌های طفلان می‌زند پهلو

کسی کز ذوق، دندان بر جگر افشرده می‌داند

که لخت دل به نعمت‌های الوان می‌زند پهلو

قیامت خاست چون بند قبای ناز واکردی

به صبح محشر آن چاک گریبان می‌زند پهلو

بهار عشق مجنون حسن لیلی در بغل دارد

به گیسوی تو آه سنبل‌افشان می‌زند پهلو

حزین ، از آن عقیق کم سخن دارم لب خشکی

دهان او به عیش تنگدستان می‌زند پهلو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹۵من در میان نبودم، دل بود و یار هر دو
  2. شمارهٔ ۷۹۶مطلوب در لباس طلبکار آمده
  3. شمارهٔ ۷۹۷تا رفته از نظر، ز تنم جان برآمده
  4. شمارهٔ ۷۹۸دل، سیه مست به سودای تو از جا رفته
  5. شمارهٔ ۷۹۹تیغت از فرق مبتلا رفته
  6. شمارهٔ ۸۰۰نسرین بری گلگون قبا، از جلوه جانم سوخته
  7. شمارهٔ ۸۰۱از ما نهان ز فرط ظهوری، چه فایده؟
  8. شمارهٔ ۸۰۲روضه خلد خدایا به نکوکاران ده
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.