پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۷

کام دلی به عالم ناپایدار کو؟

گیرم که زِه کنیم کمان را شکار کو؟

سودای عشق دست و دل از کار برده است

دستی که واکند گره از زلف یار کو

مست گذاره است درین بزم هر که هست

در دور چشم سرخوش ساقی خمار کو؟

ساقی کف زمانه پر است از عطای تو

ای ابر فیض، قسمت این خاکسار کو؟

عالم تمام مظهر آن حسن مطلق است

آیینه است عالمی، آیینه دار کو؟

از خواری جهان رخ اقبال تازه دار

بنگر ثبات رنگ گل اعتبار کو؟

یک نغمه‎ای که از دل عشاق غم برد

در پردهٔ مخالف لیل و نهار کو؟

یک گرم رو که شعله برین خار و خس زند

از دودمان عشق درین رهگذار کو؟

این بیستون هزار چو فرهاد دیده است

افتاده کار بر سر هم، مرد کار کو؟

یک سرگذشته ای ز خراباتیان عشق

تا پا زند به دولت ناپایدار کو؟

دریای عشق، چون نفس از دل کشد حزین

موجی که خوبش را نزند برکنارکو؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۹جان را سپند ساز و به آتش نثار شو
  2. شمارهٔ ۷۹۰دارد ستاره ریز، مرا آفتاب تو
  3. شمارهٔ ۷۹۱زند بر خرمن شادیّ و غم برق جمال تو
  4. شمارهٔ ۷۹۲هله من جان جهانم، تنه ناها یاهو
  5. شمارهٔ ۷۹۳کسی داند که هر بیتش به دیوان می‌زند پهلو
  6. شمارهٔ ۷۹۴در ملک جسم روشنی جان به نیم جو
  7. شمارهٔ ۷۹۵من در میان نبودم، دل بود و یار هر دو
  8. شمارهٔ ۷۹۶مطلوب در لباس طلبکار آمده
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.