پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۸

روی کِه جلوه کرده که حیرانم این چنین؟

زلف کِه دیده ام که پریشانم این چنین؟

دست غم کِه بر زده است آستین ناز؟

رسوا نبود چاک گریبانم این چنین

مژگان شوخ چشمِ کِه دل را فشرده است؟

رنگین نبوده دیدهٔ گریانم این چنین

احسان اشک و دولت مژگان زیاد باد

لخت جگر نبود به دامانم این چنین

بر لب رسید جان و نیامد به پرسشم

جان آنچنان، ترحّم جانانم این چنین

در دشت وحشت از غم آن شوخ کم نگاه

دنباله گرد چشم غزالانم این چنین

چون ابرگریه ناکم و چون قطره تنگدل

اشک عیان چنان، غم پنهانم این چنین

تار نفس کشیده به پرگالهٔ دل است

هرگز غمت نداشت به سامانم این چنین

بنگر سپند و مجمره تا روشنت شود

دل آن چنان و سینهٔ سوزانم این چنین

مصر جهان به یوسف من چاه محنت است

زندانی وفای عزیزانم این چنین

بی جام باده حاصل عمرم ندامت است

از توبهٔ شراب پشیمانم این چنین

از روی یار طوطی ما شد شکرشکن

آیینه کرده است سخندانم این چنین

دارد حزین ، جدایی آن نازنین غزال

مجنون صفت به کوه و بیابانم این چنین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۰ای طلعت سیمین بران آیینهٔ رخسار تو
  2. شمارهٔ ۷۸۱دل در پریدن است چو شبنم ز روی تو
  3. شمارهٔ ۷۸۲ای آب خضر، سایهٔ سرو روان تو
  4. شمارهٔ ۷۸۳بنگر چه می کند مژه های دراز تو
  5. شمارهٔ ۷۸۴به طوطی نکته آموزد لب شیرین کلام تو
  6. شمارهٔ ۷۸۵هدف سینه ز من، ناوک مژگان از تو
  7. شمارهٔ ۷۸۶من نه حریف وعده ام طاقت انتظار کو؟
  8. شمارهٔ ۷۸۷کام دلی به عالم ناپایدار کو؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.