پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۱

نگاه گرم آتشپاره ای برد اختیار من

بود در پنجه ی برق تجلّی، مشت خار من

شکوه بحر را در قطره گنجایی نمی باشد

نمی دانم چه سان گنجیده جانان در کنار من

جگرهای جراحت دیده را شور قیامت شد

سر زلفی به ناز افشانده گویی گلعذار من

به از جرم محبت نیست جرمی عشقبازان را

به خونم دست و تیغی سرخ کن، زیبا نگار من

به هر دل جلوه ای مستانه دارد سرو ناز تو

به هر سو یک جهان دیوانه داری، نوبهار من

نگاهت در کمین دارد کدامین زار خونین دل؟

کمان ناز را زه کرده ای، عاشق شکار من

حزین از روشنی با صبح محشر می زدی پهلو

اگر می بود زلفش را، غم شب های تار من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۳پیری به راه حرص نتابد عنان من
  2. شمارهٔ ۷۷۴خارم که نیست گلشن صورت سرای من
  3. شمارهٔ ۷۷۵که خواهد رسانید پیغام من
  4. شمارهٔ ۷۷۶با این تنک سرمایگی، زحمت مکش زاری مکن
  5. شمارهٔ ۷۷۷ز رخ چون آتش موسی نمودی، سینه سینا کن
  6. شمارهٔ ۷۷۸روی کِه جلوه کرده که حیرانم این چنین؟
  7. شمارهٔ ۷۷۹نامه ات خواندم و می بایدم افشان کردن
  8. شمارهٔ ۷۸۰ای طلعت سیمین بران آیینهٔ رخسار تو
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.