پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۶

این لاله نیست بر سر مشت غبار من

گل کرده است داغ کسی از مزار من

پیرانه سر ز کلک من آید نوای عشق

منقار بلبل است نی رعشه دار من

ای خفتگان خاک، بشارت که می دمد

صبح قیامت از نفس بی غبار من

مژگان ز گریه ریخت وگرنه درین بهار

می ریخت پارهٔ جگری در کنار من

روز حساب می رسد ای زلف کج حساب

آشفته تر ازین نکنی روزگار من

شکرت چه گویم ای مژه های دراز دست

نگذاشتی به دست کسی اختیار من

عمرم گذشت و یار نیامد به سر حزین

آه از تپیدن دل امّیدوار من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۸بگشای زلف و طرهٔ سنبل به تاب کن
  2. شمارهٔ ۷۵۹از اشک لاله رنگ گلی در کنار کن
  3. شمارهٔ ۷۶۰تا هوا ابر است ساقی، باده ای در شیشه کن
  4. شمارهٔ ۷۶۱بالین نهاده ام به سر کوی خویشتن
  5. شمارهٔ ۷۶۲چشمت از ناز نبستهست در راز به من
  6. شمارهٔ ۷۶۳نقاب از چهره بگشا، شور محشر را تماشا کن
  7. شمارهٔ ۷۶۴هان ای حریف میکده، می در ایاغ کن
  8. شمارهٔ ۷۶۵جانا میاموز، فارغ نشستن
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.