پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۸

بگشای زلف و طرهٔ سنبل به تاب کن

در دامن نسیم صبا مشک ناب کن

تنها ز باده، رنج خمارت نمی‌رود

یک جرعه خون گرم مرا در شراب کن

مطرب کفت ز دامن مطلب جدا مباد

دستی به تار طرّهٔ چنگ و رباب کن

زان پیشتر که گردش دوران کند خراب

ساقی مرا به یک دو سه ساغر خراب کن

گر بگذرد تو را نفسی در هوای دوست

ای دل ز عمر خویش همان را حساب کن

نقشت اگر درست نشیند درین بساط

آن را خیال جلوه نقش برآب کن

خواهی اگر گشاد دل کار بستگان

اول گره‌گشایی بند نقاب کن

زاهد غرور تقویت از سر نمی‌رود

مغزت ز می تهیست، کدوی شراب کن

پا را بکش به دامن آزادگی حزین

این گوشه را ز هر دو جهان انتخاب کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶۰تا هوا ابر است ساقی، باده ای در شیشه کن
  2. شمارهٔ ۷۶۱بالین نهاده ام به سر کوی خویشتن
  3. شمارهٔ ۷۶۲چشمت از ناز نبستهست در راز به من
  4. شمارهٔ ۷۶۳نقاب از چهره بگشا، شور محشر را تماشا کن
  5. شمارهٔ ۷۶۴هان ای حریف میکده، می در ایاغ کن
  6. شمارهٔ ۷۶۵جانا میاموز، فارغ نشستن
  7. شمارهٔ ۷۶۶ز خون دیده باشد مایه دار، اشک غم آشامان
  8. شمارهٔ ۷۶۷چون شمع ما را هم زبان، گرم سخن خواهد شدن
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.