پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۷

آیین عشق چیست؟ دلیرانه سوختن

چون شمع، گرم گریهٔ مستانه سوختن

پنهان کرشمهایست ز آه شررفشان

کونین را به همّت مردانه سوختن

گرمی نمانده در دل پروانه مشربان

باید چو شمع لاله، غریبانه سوختن

باید به شمع تقوی و کفرم زد آستین

تا کی میان کعبه و بتخانه سوختن؟

بی مهری است شیوه آن شمع آشنا

می بایدم به آتش بیگانه سوختن

زنّار بندگی به میان پیش زلف تو

باید ز رشک محرمی شانه سوختن

زد ساغر وصال تو آتش به هستیم

خوش دولتیست پیش تو مستانه سوختن

می خواهم از خدا گل آتش طبیعتی

تا کی ز رشک بلبل و پروانه سوختن؟

آتش زلال چشمهٔ حیوان عاشق است

پایندگی ست در غم جانانه سوختن

تأثیر طبع و خوی شراب محبّت است

از خون گرم شیشه و پیمانه سوختن

باشد حزین ادای دم آتشین تو

خواب مرا به گرمی افسانه سوختن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۹خودی بردار از پیش نظر حسن دلارا بین
  2. شمارهٔ ۷۵۰نیست دل را هوس دل شکنی بهتر ازین
  3. شمارهٔ ۷۵۱ز فیض آبرو سبز است، نخل مدعای من
  4. شمارهٔ ۷۵۲ز خط گلعذاران است سودایی دماغ من
  5. شمارهٔ ۷۵۳ای درد تو یار جانی من
  6. شمارهٔ ۷۵۴گلگونهٔ بهار است خوناب دیدهٔ من
  7. شمارهٔ ۷۵۵دیدی چهاکرد، غم با دل من؟
  8. شمارهٔ ۷۵۶این لاله نیست بر سر مشت غبار من
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.