پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۳

شمع را شعله، مسلسل ز دل آید بیرون

آه جان سوختگان متصل آید بیرون

در جهان چند به آیینه سکندر نازد؟

چه تماشاست که از پرده دل آید بیرون؟

چشم نظارگیان لایق دیدار تو نیست

به تماشای تو هر کس خجل آید بیرون

در چمن گر قد شمشاد به ناز افرازی

قمری از منّت سرو چگل آید بیرون

دل خون گشته شود گر به مثل رنگ حنا

مشکل از دست تو پیمان گسل آید بیرون

زلف مشکین تو هر جا که شود غالیه سا

نکهت از نافهٔ چین منفعل آید بیرون

این گهر نیست که نشمرده به خاک افشانم

اشک گلرنگ به صد خون دل آید بیرون

سینه صیقل گری از پاس دمش باید کرد

صبح را تا نفسی معتدل آید بیرون

تن خاکی به رهم طرفه طلسمی است حزین

خرم آن روز که پایم زگل آید بیرون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۵ساقی مده خمارم در انتظار چندین
  2. شمارهٔ ۷۴۶کوتاه ماند دست تمنّا در آستین
  3. شمارهٔ ۷۴۷آیین عشق چیست؟ دلیرانه سوختن
  4. شمارهٔ ۷۴۸زهد ما با می گلفام چه خواهد بودن؟
  5. شمارهٔ ۷۴۹خودی بردار از پیش نظر حسن دلارا بین
  6. شمارهٔ ۷۵۰نیست دل را هوس دل شکنی بهتر ازین
  7. شمارهٔ ۷۵۱ز فیض آبرو سبز است، نخل مدعای من
  8. شمارهٔ ۷۵۲ز خط گلعذاران است سودایی دماغ من
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.