پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۹

تا دیده ام آن طرّهٔ طرّار، پریشان

خاطر شده آشفته و گفتار پریشان

دامن مکش ای نخل وفا از کف عاشق

گل را نکند همرهی خار پریشان

دور از قدت ای سرو سهی، خاطر جمعم

چون طرّهٔ بید است به گلزار پریشان

خوش صحبت خاصی ست میان دل و زلفت

بیمار پریشان و پرستار پریشان

جمع آمده امروز می و مطرب و ساقی

یا رب نشود ابر هوادار پریشان

دی بود مرا چون گره غنچه دلی تنگ

امروز پریشانم و بسیار پریشان

رفتیّ و دلم رفت، برو گرد تو گردم

کرده ست مرا آن قد و رفتار پریشان

جمع است به لطفت همه سامان محبّت

داریم همین خاطر افگار پریشان

در کوی تو افتاده حزین مست محبّت

سر در رهت آشفته و دستار پریشان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۱اگر خورشید را در زیر دامان می توان کردن
  2. شمارهٔ ۷۴۲چه خوش است با خیال تو نهفته رازکردن
  3. شمارهٔ ۷۴۳شمع را شعله، مسلسل ز دل آید بیرون
  4. شمارهٔ ۷۴۴کار دل خام شد از سوزش بسیار چنین
  5. شمارهٔ ۷۴۵ساقی مده خمارم در انتظار چندین
  6. شمارهٔ ۷۴۶کوتاه ماند دست تمنّا در آستین
  7. شمارهٔ ۷۴۷آیین عشق چیست؟ دلیرانه سوختن
  8. شمارهٔ ۷۴۸زهد ما با می گلفام چه خواهد بودن؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.