پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۴

حساب از سختی آرام فرسا برنمی دارم

شرار آسا سر از بالین خارا برنمی دارم

مرا تکلیف معموری کند خضر و نمی داند

که آسان دست از دامان صحرا برنمی دارم

وداع آرزو کردم که راه بیخودی طی شد

تجرد مشربم بار تمنا برنمی دارم

ندارم آگهی از جلوه های آن سهی بالا

گران خوابم، به محشر هم سر از جا بر نمی دارم

کباب طاقتم کز همنشینان مانده ام تنها

سپند از بزم آتش رفت و من پا بر نمی دارم

به دستم در طریقت دامن مقصد نمی آید

اگر در آستین خرقه مینا بر نمی دارم

حزین آزادگی را، زاد ره، باید سبکباری

به غیر از عبرت از اسباب دنیا برنمی دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۶لب عرض شکوه خامش نه ز بیم غیر دارم
  2. شمارهٔ ۷۳۷نمی آید به راه شوخ طنازی که من دارم
  3. شمارهٔ ۷۳۸سحر اشکم خروشان بود و آهم شیون افکن هم
  4. شمارهٔ ۷۳۹تا دیده ام آن طرّهٔ طرّار، پریشان
  5. شمارهٔ ۷۴۰محبّت برتر آمد از چه و چون
  6. شمارهٔ ۷۴۱اگر خورشید را در زیر دامان می توان کردن
  7. شمارهٔ ۷۴۲چه خوش است با خیال تو نهفته رازکردن
  8. شمارهٔ ۷۴۳شمع را شعله، مسلسل ز دل آید بیرون
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.