پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۳

ز چشمم آستین بردار تا سیل دمان ریزم

جگر پرگاله ها از دیده های خونفشان ریزم

همان از طبع همّت پیشه دارم شرمساری ها

اگر نقد بهاران را به دامان خزان ریزم

نیارم پای کم ، با ناتوانان از قوی دستان

ز غیرت مشت خاک خود به چشم آسمان ریزم

شود سرسبزی نخل وفا، روز وصال او

من این اشکی که در هجران آن نامهربان ریزم

به عمر جاودان پی برده ام از همّت ساقی

شراب خضر در جام سکندر، رایگان ریزم

حزین از باده ای مستم که رقصد هرکف خاکش

اگر ته جرعه ای، بر دخمهٔ کاووسیان ریزم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۵دل به آب خضر و عمر جاودان نسپرده ایم
  2. شمارهٔ ۷۳۶لب عرض شکوه خامش نه ز بیم غیر دارم
  3. شمارهٔ ۷۳۷نمی آید به راه شوخ طنازی که من دارم
  4. شمارهٔ ۷۳۸سحر اشکم خروشان بود و آهم شیون افکن هم
  5. شمارهٔ ۷۳۹تا دیده ام آن طرّهٔ طرّار، پریشان
  6. شمارهٔ ۷۴۰محبّت برتر آمد از چه و چون
  7. شمارهٔ ۷۴۱اگر خورشید را در زیر دامان می توان کردن
  8. شمارهٔ ۷۴۲چه خوش است با خیال تو نهفته رازکردن
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.