پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۲

خشت خرد به روزنه قال می زنیم

در سومنات عشق، دم از حال می زنیم

کوتاهتر، ز تار نگاه تغافل است

از بس گره به رشتهٔ آمال می زنیم

از لب گذشته است چو گل موج خون دل

بازپچه خنده بر رخ اطفال می زنیم

جز داغ عشق، آیت دیگر نشان نداد

سی پارهٔ دلی که، ازو فال می زنیم

گلگون به چشم بوالهوسان جلوه می کند

از بس تپانچه بر رخ اقبال می زنیم

این سایهٔ بلند ز سرو ریاض کیست؟

عمری درین هواست پر و بال می زنیم

ریحان ماست خنجر و تیغ و سنان حزین

خود را به قلب غمزهٔ قتّال می زنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲۴بر آن سرم که غم تازه در کنار کشم
  2. شمارهٔ ۷۲۵از شام هجر منّت دیدار می کشم
  3. شمارهٔ ۷۲۶چقدر ز کلک و نامه، خبر نهان فرستم
  4. شمارهٔ ۷۲۷محیط گوهری از اشک طوفان زای خود دارم
  5. شمارهٔ ۷۲۸شد فاش ز گلبرگ لبت راز نهانم
  6. شمارهٔ ۷۲۹از وضع زخود رفتگی یار خرابم
  7. شمارهٔ ۷۳۰در دهر حرامی زده شد سحر حلالم
  8. شمارهٔ ۷۳۱پر و بال تذروان محبت بسته دیوانم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.