پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۹

ز بستر تا به کی پهلو پی تسکین بگردانم

خوشا روزی کزین محنت سرا بالین بگردانم

ندارد حاصلی، دیدیم فصل زندگانی را

چوگل تا چند اوراق دل خونین بگردانم؟

در آتش افکنم از باده، کشکول گدایی را

به درها تا به کی این کاسهٔ چوبین بگردانم؟

ز مستوری پریشان خاطرم کو شور رسوایی

که دل در شهر بند طرّهٔ مشکین بگردانم؟

حزین در خرقهٔ سالوس آتش می زنم، تاکی

به امّید خریداران متاع دین بگردانم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۱دست بر دل کی درین وحشت سرا می داشتم؟
  2. شمارهٔ ۷۱۲ز سامان سفر با خود دل رنجیده ای دارم
  3. شمارهٔ ۷۱۳ز حیلت سازی نفس صلاح اندیش می ترسم
  4. شمارهٔ ۷۱۴زاهد از پای خم باده چه سان برخیزم؟
  5. شمارهٔ ۷۱۵ز بس دارد غم آن گل عذار آشفته احوالم
  6. شمارهٔ ۷۱۶به خون خود چو گل آغشته دامن تا گریبانم
  7. شمارهٔ ۷۱۷زمین و آسمان بیهوده می پیمود آوازم
  8. شمارهٔ ۷۱۸نگاهی کن به حالم، دل به یغما دادهٔ عشقم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.