پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۸

چه پروا توشهٔ واماندگی چون در کمر دارم

به جایی می رسم اکنون که سامان سفر دارم

خرد در عاشقی بر من عبث افسانه می خواند

درین مکتب کتاب هفت ملت را ز بر دارم

یتیمان محبت را وفایی دایه نگذارد

که با هر قطره اشک گرم خود لخت جگر دارم

عجب نبود اگر زرّین چو خورشید است مژگانم

خیال آتشین رخساره ای شمع نظر دارم

کهن ویرانهٔ عالم، حزین از من خطر دارد

که طوفانی نهان در آستین از چشم تر دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۰دل آگه سر راهش ز پاس راز گرداندم
  2. شمارهٔ ۷۱۱دست بر دل کی درین وحشت سرا می داشتم؟
  3. شمارهٔ ۷۱۲ز سامان سفر با خود دل رنجیده ای دارم
  4. شمارهٔ ۷۱۳ز حیلت سازی نفس صلاح اندیش می ترسم
  5. شمارهٔ ۷۱۴زاهد از پای خم باده چه سان برخیزم؟
  6. شمارهٔ ۷۱۵ز بس دارد غم آن گل عذار آشفته احوالم
  7. شمارهٔ ۷۱۶به خون خود چو گل آغشته دامن تا گریبانم
  8. شمارهٔ ۷۱۷زمین و آسمان بیهوده می پیمود آوازم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.