پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۲

ز سامان سفر با خود دل رنجیده ای دارم

به کف چیزی که دارم، دامن برچیده ای دارم

نظر پوشیدن از آفاق باشد عین بینایی

اگر انصاف داری، چشم دنیا دیده ای دارم

عجب نبود که بنماید جبین، محراب دیداری

که من از هر دو عالم روی برگردیده ای دارم

عبث بر لب مزن انگشت، بانگ دلخراشم را

که در نای دل، آواز سحر نالیده ای دارم

تو از نادیدگی دنبال هر موری تکاپو کن

من از شرمندگی باز نظر پوشیده ای دارم

نمی فهمی تو ای سرو روان، مشق روانی کن

که من از قامت خم مصرع پیچیده ای دارم

ز تیغش زخم سیرابی ست دل را، تشنه کی مانم؟

درین تفسیده صحرا گرگ باران دیده ای دارم

هم آواز هزارم نالهٔ شور افکنم بشنو

هم آغوش خزانم، دفتر پاشیده ای دارم

حزین آمد شد من اختیاری چون نفس نبود

به خواب بی خودی پای جهان گردیده ای دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۴زاهد از پای خم باده چه سان برخیزم؟
  2. شمارهٔ ۷۱۵ز بس دارد غم آن گل عذار آشفته احوالم
  3. شمارهٔ ۷۱۶به خون خود چو گل آغشته دامن تا گریبانم
  4. شمارهٔ ۷۱۷زمین و آسمان بیهوده می پیمود آوازم
  5. شمارهٔ ۷۱۸نگاهی کن به حالم، دل به یغما دادهٔ عشقم
  6. شمارهٔ ۷۱۹عمارت برنمی‌تابم، ملامتخانهٔ عشقم
  7. شمارهٔ ۷۲۰فال فرخنده بیایید به دیدار زنیم
  8. شمارهٔ ۷۲۱نشد فغان به اثر تا ره جنون نزدم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.