پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۶

من روشن روان غافل به زندان بدن رفتم

کشیدم آتشین آهی، چو شمع از خویشتن رفتم

گران جان نیستم در گلستان چون سرو پا در گل

سبک روحانه چون باد بهاران از چمن رفتم

نشد بال و پر پروانه ام گرم از تف شمعی

بساط زندگی افسرده بود، از انجمن رفتم

کشند آزادگان وادی قدس انتظارم را

وداعی ای گران جانان آب و گل که من رفتم

به ناکامی نشستن هم حزین اندازه ای دارد

به صد حسرت ز کویت رفتم، ای پیمان شکن رفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۸چه پروا توشهٔ واماندگی چون در کمر دارم
  2. شمارهٔ ۷۰۹ز بستر تا به کی پهلو پی تسکین بگردانم
  3. شمارهٔ ۷۱۰دل آگه سر راهش ز پاس راز گرداندم
  4. شمارهٔ ۷۱۱دست بر دل کی درین وحشت سرا می داشتم؟
  5. شمارهٔ ۷۱۲ز سامان سفر با خود دل رنجیده ای دارم
  6. شمارهٔ ۷۱۳ز حیلت سازی نفس صلاح اندیش می ترسم
  7. شمارهٔ ۷۱۴زاهد از پای خم باده چه سان برخیزم؟
  8. شمارهٔ ۷۱۵ز بس دارد غم آن گل عذار آشفته احوالم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.