پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۴

چشم تو را ز جور، پشیمان نیافتم

این کافر فرنگ مسلمان نیافتم

با آنکه خون هر دو جهان را به خاک ریخت

تیغ کرشمهٔ تو پشیمان نیافتم

از هر طرف که دیده گشودم گشاده بود

جایی به فیض کلبهٔ ویران نیافتم

رفتم که از شکنجه گردون برون روم

راهی بغیر چاک گریبان نیافتم

مورم سری به غمکدهٔ خاک می کشد

آسایشی به ملک سلیمان نیافتم

چون لاله غیر داغ مرا درکنار نیست

هرگز گل امید به دامان نیافتم

شاید دری ز غیب گشاید جنون عشق

فیضی ز فضل حکمت یونان نیافتم

نبود عجب اگر نفکندم به راه تو

این سر سزای آن خم چوگان نیافتم

امشب که تیر آه حزین در جگر شکست

ناقوس دیر و بتکده نالان نیافتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۶من روشن روان غافل به زندان بدن رفتم
  2. شمارهٔ ۷۰۷می گریزم ز جهان بار چرا بردارم؟
  3. شمارهٔ ۷۰۸چه پروا توشهٔ واماندگی چون در کمر دارم
  4. شمارهٔ ۷۰۹ز بستر تا به کی پهلو پی تسکین بگردانم
  5. شمارهٔ ۷۱۰دل آگه سر راهش ز پاس راز گرداندم
  6. شمارهٔ ۷۱۱دست بر دل کی درین وحشت سرا می داشتم؟
  7. شمارهٔ ۷۱۲ز سامان سفر با خود دل رنجیده ای دارم
  8. شمارهٔ ۷۱۳ز حیلت سازی نفس صلاح اندیش می ترسم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.