پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۳

ز مستی های صهبای ازل میخانهٔ خویشم

چو چشم خوش نگاهان سرخوش از پیمانهٔ خویشم

تجلی کرده در جانم جمال شعله رخساری

ز ایمانم چه پرسی؟ گبر آتش خانه خویشم

دلم چون شعله جواله با خود عشق می بازد

چراغ خلوت خاص خود و پروانه خویشم

به یک عکس است چشم، آیینهٔ تصویر را دایم

همین محو تماشای رخ جانانه خویشم

به امّید اسیری رفته ام از خود بیابانها

به ذوق آشنایی های او بیگانهٔ خویشم

برون از من نباشد جلوه گاهی حق و باطل را

خرابات دلم، هم کعبه هم بتخانهٔ خویشم

دل صد چاکم آراید حواس آشفتگیها را

که هم زلف پریشان خود و هم شانه خویشم

فسونی از نفس هر دم به گوشم می زند هستی

گران بالین خواب غفلت از افسانهٔ خویشم

شکستم قدر خود را در جهان از خوش عنانیها

من سرگشته، آب آسیای دانه خویشم

به آبا فخرکردن کار کودک مشربان باشد

فراموش است درس ابجد طفلانهٔ خویشم

خروش سینه چون سیلاب دارد پای کوبانم

طربناک از سماع نالهٔ مستانهٔ خویشم

به مطرب نیست حاجت چون جرس شوریده مغزان را

فغان خیز است دیوار و در کاشانهٔ خویشم

حزین از گوشهٔ دل پا برون ننهاده ام هرگز

اگر گنجم اگر دیوانه، در ویرانهٔ خویشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۵ز خوی سرکش او هر قدم پامال می‌گردم
  2. شمارهٔ ۷۰۶من روشن روان غافل به زندان بدن رفتم
  3. شمارهٔ ۷۰۷می گریزم ز جهان بار چرا بردارم؟
  4. شمارهٔ ۷۰۸چه پروا توشهٔ واماندگی چون در کمر دارم
  5. شمارهٔ ۷۰۹ز بستر تا به کی پهلو پی تسکین بگردانم
  6. شمارهٔ ۷۱۰دل آگه سر راهش ز پاس راز گرداندم
  7. شمارهٔ ۷۱۱دست بر دل کی درین وحشت سرا می داشتم؟
  8. شمارهٔ ۷۱۲ز سامان سفر با خود دل رنجیده ای دارم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.