پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۲

چشم خودم چو اشک ز مژگان فروچکم

خون خودم ز خنجر عریان فروچکم

آن اخگر گداخته ام کز شکوه دل

خارا به هم فشارم و آسان فروچکم

آن رشح رحمتم که ز فیض عمیم خویش

آیم برون ز چاه و به زندان فروچکم

آن سوز دیده ام که به جلباب پیرهن

از مصر رخت بسته به کنعان فروچکم

افتاده پنبه از سر مینای مستیم

باید به جام باده گساران فروچکم

دارد به خون من طمعی خاک تیره دل

از جویبار تیغ درخشان ، فروچکم

گر قطره ام به کام جگر تشنگان حزین

امّا به مایه داری طوفان فروچکم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۴چشم تو را ز جور، پشیمان نیافتم
  2. شمارهٔ ۷۰۵ز خوی سرکش او هر قدم پامال می‌گردم
  3. شمارهٔ ۷۰۶من روشن روان غافل به زندان بدن رفتم
  4. شمارهٔ ۷۰۷می گریزم ز جهان بار چرا بردارم؟
  5. شمارهٔ ۷۰۸چه پروا توشهٔ واماندگی چون در کمر دارم
  6. شمارهٔ ۷۰۹ز بستر تا به کی پهلو پی تسکین بگردانم
  7. شمارهٔ ۷۱۰دل آگه سر راهش ز پاس راز گرداندم
  8. شمارهٔ ۷۱۱دست بر دل کی درین وحشت سرا می داشتم؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.