پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰۰

به دست آمد مرا تا زلف او، تدبیرها کردم

ز دوری تا به یادش آمدم شبگیرها کردم

به سنگ آمد خدنگ نالهٔ من از دل سختش

به خارا گر ز آه آتشین تأثیرها کردم

سواد خامهٔ من صرف این غافل نهادان شد

جواهر سرمه ای در چشم این تصویرها کردم

شکار زهد در فتراک سعی آسان نمی آید

کمند سبحه را در گردن تزویرها کردم

تن خارا نهادم، تیغ را داندانه می سازد

چها از سخت جانی با دم شمشیرها کردم

چو دیدم بر نمی تابد رخ من گرد درها را

غبار آستان خویش را اکسیرها کردم

حزین از مستی غفلت کشیدم جام هشیاری

پریشان خوابی اعمال را تعبیرها کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰۲چشم خودم چو اشک ز مژگان فروچکم
  2. شمارهٔ ۷۰۳ز مستی های صهبای ازل میخانهٔ خویشم
  3. شمارهٔ ۷۰۴چشم تو را ز جور، پشیمان نیافتم
  4. شمارهٔ ۷۰۵ز خوی سرکش او هر قدم پامال می‌گردم
  5. شمارهٔ ۷۰۶من روشن روان غافل به زندان بدن رفتم
  6. شمارهٔ ۷۰۷می گریزم ز جهان بار چرا بردارم؟
  7. شمارهٔ ۷۰۸چه پروا توشهٔ واماندگی چون در کمر دارم
  8. شمارهٔ ۷۰۹ز بستر تا به کی پهلو پی تسکین بگردانم
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.